الکليني در الکافي از احمد بن محمد از ابي عبدالله –عليهما السلام- روايت مى كند که گفت: «يكره السواد إلاَّ في ثلاث الخف والعمامة والكساء». «سياه پوشيدن مکروه است مگر در سه چيز: موزه و عمامه و عبا»[1].
|
بسم الله الرحمن الرحيم نحمد الله تبارك و تعالي و نصلي و نسلم علي سيدنا محمد و علي آله و صحبه و من دعا بدعوته و جا هد في سبيل شريعته إلي يوم الدين. اميدواريم در سايهي لطف و عنايت حق تعالي از هرگونه انحراف و شر و بدي در امان باشي. پرسيده بودي «وهابيت چيست و چرا به بعضيها وهابي ميگويند؟» |
مي دانيم كه بشر علاوه بر عقل و انصاف،كه دو بال سعادت هستند،قواي غضبيّه و شهويّه هم دارد و اين دو نيز دوشادوش آن دو ، كمابيش در تشخيص ها ،گزينش ها و سنجش هاي بشري،حضور و اثر دارند و با حضور خود، هنرها را مي پوشانند و از دل بر ديده، صد حجاب مي افكنند! اين واقعيّت چنان بي حجاب و چهره نماست كه روان شناسان معرفت را به شناخت و گزارش قانوني نافذ به نام قانون« عقلانيّت معكوس» واداشته است كه بر اساس آن، هر چه موضوع شناخت،ارتباط بيشتري با مصالح و منافع ما داشته باشد،امكان قضاوت عقلاني دربارۀ آن به همان ميزان كاهش مي يابد و داوري ما درباره اش،پيش و بيش از آن كه بر حقيقتْ سنجي مبتني شود،بر مصلحت سنجي و منفعت گرايي استوار مي گردد و ذهن آدمي،تحت تأثير روان شناسيِ او، به جاي سنجش قوّت و ضعف دلايل يك نظر يا يك ادّعا و بررسي عقلاني ماهيّت آن،به سنجش پيامدهاي قبول يا ردّ آن و ارزيابي نوع ارتباط آن پيامدها با مصالح و منافع خود مي پردازد.يعني عقل عملي به ناحق در جاي عقل نظري مي نشيند و موضوعي علمي-فلسفي به مجمع تشخيص مصالح سياسي،اقتصادي و هويّتي سپرده مي شود.اين امر در واقع،به مثابۀ خشتي كج در همان ابتداي بناست كه نتيجه را نيز به صورت مضاعف، كج مي سازد و لذا پرهيز از آن،مقتضاي اخلاق علمي و شرط لازم سلامت ادراك و قضاوت است.
معنی لغوی و اصطلاحی قرطاس
قرطاس مفرد قراطیس و به معنای کاغذ است. هر دو لفظ (قرطاس و قراطیس) در قرآن مجید بکار رفته اند
«لو نزلنا علیک کتاب فی قرطاس فلمسوه بایدیهم لقال الذین کفروا ان هذا الا سحر مبین» (انعام 7) اگر ما کتابی بفرستیم در کاغذیکه آن را بدست خود لمس کنند باز کافران گویند این نیست مگر سحری آشکار.
«و ما قدروا الله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله علی بشر من شئ قل من انزل الکتب الذی جاء به موسی نوراً و هدی للناس تجعلونه قراطیس تبدونها و تخفونها کثیراً» (انعام 92) و آن کسانی که گفتند خدا بر هیچ از بشر کتابی نفرستاده، خدا را نشناختند. ای پیامبر بگو به آنها کتابی را که موسی آورد و در آن نور هدایت برای مردم بود آنرا چه کسی فرستاد؟ که شما آیاتش را در اوراق نگاشتید بعضی را آشکار نمودید و بسیاری را پنهان نمودید.
نويسنده : دكتر عائض القرني
مترجم : سيد ابوبكر يگانه قلاتي
و جاءت سكرة الموت بالحق
الحمد لله رب العالمين و الصلاة و السلام علي اشرف الانبياء و المرسلين نبينا محمد و علي آله و صحبه اجمعين. اما بعد:
در زندگي سلف صالح، لحظه احتضار همان لحظهايست كه ما داريم آنرا سپري ميكنيم. (يعني هميشه به فكر مرگ بودند و فكر ميكردند كه اين لحظهشان، آخرين لحظه زندگيشان است). همه ما خواهيم مرد و همه ما لحظه احتضار را خواهيم ديد و همه ما در آن مرحله قرار خواهيم گرفت. قسم به خداوند كه آنرا خواهيم چشيد. و الله كه آنرا خواهيم نوشيد. .. يقينا كه پادشاهان و بردگان و رؤسا و زيردستان و ثروتمندان و فقرا، آنرا چشيدهاند و بنيادشان با مرگ برانداخته شده است. ]هل تحس منهم من احد او تسمع لهم ركزا[؟؟؟ آيا كسي از آنان را ميبيني يا كوچكترين صدايي از آنان ميشنوي؟؟؟
رویاهای صورتی در می زنند!
حادثه كتابسوزان
آيا حقيقت دارد که مسلمانان صدر اسلام هنگام فتح ايران و مصر کتابخانه هاي عظيم اين کشورها را به آتش کشيده اند؟ آيا حقيقت دارد که مسلمانان فاتح، همه آثار فرهنگي کشورهاي فتح شده را نيست و نابود کرده اند؟آيا حقيقت دارد که مسلمانان دشمن فرهنگ و تمدن بوده اند؟